تبليغاتX
حسنانه
 

مصاحبه من با ابوالفضل پاشا و دکتر کاظم رحیمی نژاد پیرامون شعر حجم. به نقل از نشریه کتاب هفته، تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۹۰

بررسی شعر حجم در گفت و گو با کارشناسان

قایقی از تور تهی و دلی آرزومند مروارید! 

اگر روند تکوین سبک های شعری معاصر را از نیما تا به امروز مورد بررسی قرار دهیم، به بخش بزرگی از آن خواهیم رسید که به یقین یکی از پرچالش ترین و بحث انگیز ترین سبک های شعری ایران است. شعر حجم گرا (اسپاسمانتال) را در دهه 40 شمسی یدالله رویایی پایه گذاری کرد و در زمستان سال 1348 با انتشار بیانیه شعر حجم -که به امضای جمعی از شاعران و هنرمندان عصر رسید- کار خود را به طور رسمی آغاز کرد.

سطر نخست بیانیه حجم گرایی چنین آغاز می شود: "حجم گرایی آن هایی را گروه می کند که در ماوراء واقعیت به دنبال دریافت های مطلق، فوری و بی تسکین اند." اما آنچه مشخص نیست این است که این بیانیه وسیله رسیدن به آن دریافت ها را به مخاطبان خود نشان نمی دهد؛ در حقیقت می توان گفت که امضاء کنندگان این بیانیه با قایقی از تور تهی و دلی پر از آرزوی مروارید دل به دریا زده اند.

اگرچه از آن زمان این سبک شعری همواره مورد اعتنای منتقدان و شاعران بسیاری قرار گرفته است، اما تا به امروز با کمی اغماض می توان گفت که هیچ کتاب یا منبع جامع و کاملی، چیستی و چگونگی شعر حجم را تبیین و تشریح نکرده است. جدا از کتاب های شعر منتشر شده در این سبک، از کتاب های نظری این حوزه تنها می توان سه کتاب: "هلاک عقل به وقت اندیشیدن"، "از سکوی سرخ 1" و "از سکوی سرخ 2" را نام برد که هر سه آن ها، نه نوشته یدالله رویایی، بلکه گردآوری مصاحبه ها و مقاله های وی در حوزه حجم گرایی هستند، که البته هیچ کدام به چاپ مجدد نرسیده اند؛ و صد البته در آن کتاب ها نیز، به جز صحبت درباره چه نبودن یا به دنبال چه بودن شعر حجم، چیز دیگری نمی یابیم.

ابوالفضل پاشا شاعر و منتقد ادبی در این باره می گوید: "هیاهویی که شعر حجم در آن زمان کرد به علت خلأ این چنین نظریه ها بود، نه به خاطر بزرگی نظریه حجم گرایانه و اگر این نظریه به دیدگاه رویایی اینقدر بزرگ بود، به یقین کتابی هم منتشر می کرد. اما اگر هم وی می خواست چنین کتابی بنویسد، باز حرف زیادی برای گفتن نداشت! پاشا درباره علت زوال شعر حجم -که حدود نیم قرن از تولد آن می گذرد- افزود: "اولین دلیل زوال شعر حجم آن بود که پس از آن، در دوره ای جدید ترین آراء فیلسوفان غربی به فارسی ترجمه شد؛ مانند کسانی چون دریدا، فوکو، لیوتار و هوسرل و... ، بنا براین جایی برای یک عقیده مثل حجم نمی ماند. دوم این که پس از آن شعر چریکی مد شد و بعد از آن نیز انقلاب اسلامی پیروز و بعد هم جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد و در مجموع می توان گفت شعر حجم عمر کوتاهی داشت. سوم اینکه شاعرانی که آن بیانیه را امضاء کردند – به جز آقای پرویز اسلام پور و بهرام اردبیلی و چند نفر دیگر- نیز اصلا نمی دانستند که شعر حجم چیست و بیشتر از سر دنباله روی و نه آگاهی آن را امضا کردند." علاوه بر این پاشا ظهور رویکرد حجم گرایی را قائم به ذات نمی داند و معتقد است که بر اساس یک اتفاق و پسند شخصی رویایی بوده است. در حالی که به نظر می رسد که حجم گرایان در این باره رویکرد متفاوتی دارند.

کاظم رحیمی نژاد استاد ادبیات دانشگاه شیراز و پژوهشگر حوزه شعر حجم می گوید: "من رو به زوال بودن شعر حجم را قبول ندارم. شعر حجم از مجموعه ی "هفتاد سنگ قبر" آغاز می شود. یعنی اصولی که رویایی برای شعرش بر می شمرد در سنگ قبر نمود بیشتری دارد. به علاوه در شعر شاعران جوان امروز رگه هایی از حجم گرایی دیده می شود. این شاعران ممکن است حتی با اصول شعر حجم آشنا نباشند اما غیر مستقیم تحت تاثیرند. رو به زوال بودن شعر حجم شاید اشاره به پراکنده شدن حجم گرایان اولیه داشته باشد. در هر صورت این امر واقعیت دارد که شعر حجم در آثار رویایی خلاصه می شود."

به نظر می رسد یدالله رویایی چنین فضایی را از همان ابتدا پیش بینی کرده، همانگونه که می گوید: "این شعرها خواننده های خودش را دارد و بیشتر از آن هاست که مراقبت می کند. یعنی دوست دارد فقط با دوست دارانش باشد و با آن ها ببالد."

آنچه مسلم است این است که اگر این سبک شعری همانند سایر سبک ها با ارائه یک کتاب جامع و کامل به تبیین دیدگاه خود می پرداخت هیچ گاه این چنین به چالش کشیده نمی شد.

عاطفه طاهایی مترجم، منتقد ادبی و پژوهشگر شعر حجم، در جایی می نویسد: "حجم گرایی با وجود گذشت حدوداًً چهار دهه از تولد آن، تاکنون با واکنش های متفاوتی رو به رو بوده است. اما همه ی این واکنش ها، چه موافق چه مخالف یک وجه مشترک دارند و آن برداشت نا مشخص و مبهم از این اصطلاح است. منتقدانی که سبک شعری رویایی و هم فکران او را نپسندند، به این علت که به نظرشان شعرهایی بودند به غایت فرمالیستی، از جست و جو در حجم گرایی پرهیز کرده اند. البته در جبهه ی موافقان هم رویه مثبت غالب نیست."

اینچنین به نظر می رسد که طاهایی دلیل تمام این مباحث و مجادله ها که "ابهام" این سبک شعری است را درک کرده و نداشتن تعریف صریح را بزرگترین چالش پیش روی آن می داند. رحیمی نژاد درباره نبودن تعریف قاطع برای این سبک شعری می گوید: "شعر حجم از شکل گرفتن آنی مجموعه ای از شکل حروف و موسیقی آن ها به علاوه تصاویر حجمی به وجود می آید. اما تعریف این شیوه چندان ساده نیست حتی برای یدالله رویایی. او خود قبول دارد که تا مدت ها تصویر روشن و دقیقی از حجم گرایی نداشته و این تعریف به مرور زمان شکل قطعی گرفته است." وی در باب تألیف نشدن کتاب جامع در این سبک می افزاید: "یدالله رویایی در جایی گفته است که به فکر ارائه ی مکتب نبوده و این می تواند دلیلی مشخص برای چاپ نشدن کتابی در تبیین اصول شعر حجم باشد." اکنون این سوال پیش می آید که گذشته، حال و آینده شعر حجم چیست؟ جای آن در ادبیات مکتوب ایران کجاست و قرار است به چه جایگاهی برسد؟ چرا بزرگان این سبک به ارائه چند مقاله در مطبوعات، آن هم نه به طور منظم اکتفا می کنند؟ آیا آینده این سبک شعری پر چالش معاصر، تنها فراموشی خواهد بود یا این که شعر ایران به سمت حجم خواهد رفت؟ بدون شک تمامی این سوالات و جدال ها با ارائه نظریات مهندسی شده در قالب کتاب پایان خواهد پذیرفت.

+ نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 22:10 توسط حسن علی زاده |


در کشوري زندگي مي کنيم که هر کدام از ما، خواسته يا ناخواسته به گونه اي در تعامل با سياست هستيم يا مفعول آن واقع مي شويم. اين نکته نيز غيرقابل انکار است که ما ايرانيان گرچه ظاهراً از سياست بيزاريم و آن را کثيف مي دانيم، اما در عمل عاشق سياست و بحث هاي سياسي هستيم و محال است که بتوانيم از آن دامن بکشيم و به آن نيانديشيم. من نيز از اين قاعده مستثني نبوده و به مقتضاي موقعيتم، به آن گرفتار آمده ام. از کار اجباري در سرويس سياسي ايسکانيوز و تماس پي در پي با نمايندگان مجلس گرفته تا ديدار برنامه ريزي نشده ي سيد حسن خميني و... .
اولين مواجهت با يک سياست مدار بزرگ، آن هم نه به صورت سخنراني که به صورت گعده، فرصت خوبي بود تا بتوانم ديد مثبتي از کليت علم سياست و فضاي سياسي جامعه کنوني به دست آورم و با ديدگاه اين مرد بزرگ به عنوان نماينده بيت شريف امام راحل آشنا شوم. جدا از تواضع و خوش مشربي و نگاه گيراي او، انديشه ي امام گونه و نگرش وي به مسائل مختلف، من را مجذوب خود کرده بود. پیش از هر چیز سید حسن دغدغه ی خود را دینداری بیان کرد، سپس انديشه هاي امام را به تنهايي يک مکتب خواند و گفت که نبايد به آن ها مانند يک فکر جامد و يک پاسخ صرف به سوال هايي که امروزه مطرح مي شود نگريسته شود. او پس از شنيدن صحبت هاي چند تن از دوستان به بيان ديدگاه خود پرداخت و از لحاظ عقل و احساس به سؤال هايشان پاسخ داد که هر دو چشم انداز روشني را از آينده به ما نشان مي داد.
نکته جالب توجه این جلسه حضور حجت الاسلام و المسلمین مجید انصاری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بود که صحبت های حاشیه ای با ایشان نیز به تکمیل بحث جلسه کمک بسیاری کرد.
به هر حال خوشحالم که اولین دیدار سیاسی عمرم با این فرد و این گونه رقم خورد. به شکلی که به قول سید حسن نه سیاه و نه سفید و نه از روی لجبازی و دیدگاه منتقدانه ی صرف، که به صورت یک تحلیل علمی با دوستانی که از علم سیاست آگاهی کافی داشتند و هر کدام در مطبوعات و رسانه ها برای خود اسم و رسمی دارند، به انجام رسید.

+ نوشته شده در جمعه 24 دی1389ساعت 17:3 توسط حسن علی زاده |


این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل نیست! متشکرم...

+ نوشته شده در یکشنبه 28 شهریور1389ساعت 16:25 توسط حسن علی زاده |


"چه کسی می تواند بگوید که پاییز فصل تولد است یا فصل مرگ؟"

این سوالی است که ممکن است بعد از دیدن فیلم "هفت دقیقه تا پاییز" به ذهن هر بیننده ای خطور کند. اما علیرضا امینی، کارگردان این فیلم به هیچ وجه به این سوال پاسخ نمی دهد، که تنها این زمینه را برای خواننده فراهم می کند تا کمی در این مهم اندیشه کند. وی در اولین سکانس فیلمش با زوم کردن بر روی یک ساختمان چند طبقه سعی در اشاره به دو نکته دارد، امینی اولاً با نشان دادن طبقات مختلف جامعه، طبقاتی بودن جامعه ما را انکار ناپذیر می داند، و دوم اینکه هر طبقه از جامعه مشکلات و معضلات خاص خود را دارد و می توان گفت که کارگردان گربه را دم حجله کشته و در همان ابتدا اتوپیا را نفی می کند.

وی سپس دوربین خود را نزدیک تر برده و به بررسی زندگی چند خانواده از قشر متوسط جامعه می پردازد که تمام هستی خود را فدای کار کرده و شیرینی زندگی را از یاد برده اند. در حقیقت او توانسته با بهره گیری به جا و به هنجار از مجالس کذایی عروسی و تولد، یک تراژدی ناب خلق کند و با ایجاد یک کاتارسیس بسیار قوی، تأثیر گزاری فیلم خود را دو چندان کند.

شمع امینی که در سکانس آخر فیلم روشن و فوت می شود، به عبارتی همان سوال بالا را مطرح می کند و بیننده را برای پاسخ دادن به آن تنها می گذارد...

+ نوشته شده در دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 20:54 توسط حسن علی زاده |


بارخدایا...
بزرگیت را چگونه توانیم فهمید، که برترین کتابت را در شبی نازل کردی که بهتر است از هزار ماه، و آن را در ماهی قرار دادی که مناجات در آن بهتر است از هفتاد سال... کتابی که هر کلمه اش هزاران حرف دارد و هر حرفش هزاران تفسیر از بزرگی و جلالت... پس هفتاد سال و هزار ماه از زندگی ام را صرف ادراک بزرگی ات می کنم، تا شاید ذره ای به کوچکی خودم پی ببرم...

پ.ن: نوشته ی ماه رمضان سال گذشته، شب قدر...

+ نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 16:16 توسط حسن علی زاده |


به خدا "ولف من" نیستم، تنها...
تنها قرص ماه، طعم گس آسپرین را از یادم می پراند...

آقا ببخشید! این سیزده تا به کی نحس خواهد ماند؟

 

WOLFMAN?!

پی نوشت: ندارد...؟!

+ نوشته شده در شنبه 5 تیر1389ساعت 16:28 توسط حسن علی زاده |


پايگاه خبري تحليلي صحبت نو، كليك كنيد!

+ نوشته شده در سه شنبه 1 تیر1389ساعت 12:49 توسط حسن علی زاده |


در پي رايزني‌هاي انجام شده از سوي اعضاي هيأت مؤسس بنياد بازشناسي لارستان كهن، به‌ويژه آقايان دكتر جمشيد جعفرپور، دكتر بهزاد مريدي و فرماندار لارستان (منصور محتاجي)، ریيس شوراي اسلامي شهر لار (ابوطالب روئينا)، علي‌اكبر عطاري و عبدالمحمد بابايي، دستور راه‌اندازي و بهره‌برداري راديو لارستان، از سوي رياست سازمان صداوسيما صادر گرديد.

به ثمر رسيدن اين تلاش، در راستاي اهداف ذكر شده، در قطعنامه‌ی همايش بين‌المللي زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان بود. تأسيس راديو لارستان، مي‌تواند نقطه‌ی عطفي در توسعه‌ی فرهنگ لارستان و بازشناسي هويت جنوب باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه 24 خرداد1389ساعت 11:41 توسط حسن علی زاده |


"ولادت که روزی گوهری از نور بود، به سوی بلوغ می خزد و آنگاه که تاج بر سرش نهاد خسوف های کژخیم شکوهش را به ستیزه برمی خیزند" این قسمتی از یکی از غزلواره های شکسپیر است که تصور می رود محبی پور نویسنده نمایش صفر تا صد، سعی در آمیختن این مضمون با مضامین عمیق عرفانی داشته و آن را در قالب یک نمایش با ژانرِ تقریبا "بعد از دفاع مقدس" عرضه کرده است. وی با التفات به این نکته که متافیزیک بخش جدایی ناپذیر جهان است، سعی در قابل لمس کردن آن برای مخاطب خویش کرده که تا حدودی نیز در کار خود موفق شده است. وی برای نیل به اهداف خود نور را دست مایه خویش قرار داده و آن را نه در مقابل بعد جسمانی که در کنار آن به تصویر کشیده و سعی در رسوخ دادن آن در جای جای زندگی فردی و اجتماعی انسان ها داشته است. با اینکه به نظر می رسد داستان محبی پور محدود به زمان و مکان خاصی نیست و در نمایشنامه وی سکانس هایی هست که مجهول الزمان و مکان اند و وی سعی در ازلی و ابدی نشان دادن آن ها داشته، اما برجسته ساختن وقایع دوران جنگ و سعی در به تصویر کشیدن صحنه های تراژیک و نوستالوژیک جنگی، آب سردی است به روی مخاطب که باعث می شود وی از آن اهداف عالیه خود فاصله گرفته و صرفا یک تئاتر کلیشه ای دفاع مقدس به خورد مخاطب عام بدهد. البته اجرای خوب گروه آرش به کارگردانی اسماعیل بلندگرامی و طراحی صحنه عالی نیز امری انکار نشدنی است که باعث شد هرشب افراد زیادی را برای تماشای این تئاتر به تالار فردوسی بکشد. به هر حال اولین کار محبی پور و دومین کار بلندگرامی که موفق به دریافت 7 جایزه از جشنواره استانی تئاتر جوان فارس شد می تواند نوید کارهای بسیار بهتر از این را در آینده نزدیک به ما بدهد.

پ ن: با عرض پوزش به دلیل تاخیر...

+ نوشته شده در سه شنبه 18 خرداد1389ساعت 0:43 توسط حسن علی زاده |


۱۳سال پیش در چنین روزی، فصل تازه‌ای از تاریخ ایران گشوده شد. آن زمان، خاتمی با شعار آزادی آمد، ولی شعارش، هنوز دستمایه‌ی هر کس و ناکسی نشده‌بود. آن زمان مهدوی‌کنی می‌گفت: «حدس می‌زنیم نظر مقام رهبری به آقای ناطق نوری است.» آن زمان، حمایت فریده مصطفوی، دختر آیت‌الله خمینی و 16 وزیر کابینه‌ی میرحسین موسوی از ناطق نوری، تیتر اول روزنامه‌ی ابرار بود. کروبی، شور و نشاط انتخاباتی در جامعه را از برکات حضور آقای خاتمی می‌دانست. ناطق نوری که خود را رییس‌جمهور می‌دانست، می‌گفت:«افتخار خدمت به این مردم را، لحظه‌ای از کف نخواهم داد.» آن زمان، محمود احمدی‌نژاد نبود؛ فضای انتخابات هم هنوز کثیف نشده‌بود. آن زمان...خس و خاشاک نداشت. آن زمان، روزنامه‌ی همشهری،تیتر زد:

خاتمی 000/000/20

 

خاتمی 000/000/20

اين گزارش تصويري را نيز ببينيد!

+ نوشته شده در یکشنبه 2 خرداد1389ساعت 20:31 توسط حسن علی زاده |